ترکیب میلههای مته نو و دست دوم: چه زمانی هوشمندانه است، چه زمانی خطرناک است و چگونه تفاوت را تشخیص دهیم
هر عملیات حفاری در نهایت با یک سوال بودجهای مواجه میشود: شما یک قفسه از میلههای حفاری دست دوم دارید که هنوز قابل استفاده به نظر میرسند و باید برای کار بعدی یک رشته کامل را آماده کنید. خرید تمام میلههای جدید امنترین تصمیم است، اما گرانترین نیز هست. بنابراین سوالی که در هر تریلر سایت و دفتر تدارکات مطرح میشود این است: آیا میتوانم میلههای قدیمی را با جدید ترکیب کنم و مقداری پول پسانداز کنم؟
پاسخ کوتاه این است: گاهی اوقات. پاسخ مفصلتر - پاسخی که ایمنی خدمه و دور نگه داشتن رشتههای حفاری از سوراخ را حفظ میکند - بستگی به این دارد که آیا شما میدانید که "use"h در واقع برای یک میله حفاری سنگی به چه معناست، و آیا مایل به انجام کار بازرسی هستید که اختلاط را امکانپذیر میکند.
معنی واقعی کلمه dddhhUsedddhh برای میله مته چیست؟
یک میله مته مانند آچار یا چکش فرسوده نمیشود. بلکه از درون به بیرون فرسوده میشود، به شیوههایی که با یک بررسی بصری سریع قابل مشاهده نیستند، و آسیب در مکانهایی که بیشترین اهمیت را دارند تجمع مییابد.
واضحترین سایش، سایش خارجی است: بدنه میله در اثر برخورد سنگهای ساینده که با سرعت بالا در فضای حلقوی از آن عبور میکنند، ساییده، خراشیده و به تدریج نازک میشود. میلهای که با ضخامت دیواره مثلاً ۸ میلیمتر شروع به کار کرده است، ممکن است پس از چند صد متر حفاری در سنگ سخت، به ۶.۵ میلیمتر کاهش یابد. این مقدار زیاد به نظر نمیرسد، اما از نظر سطح مقطع - که توانایی میله را در تحمل بار محوری و مقاومت در برابر کمانش تعیین میکند - کاهش قابل توجهی است.
سایش داخلی کمتر مشهود است. سوراخ شستشوی مرکزی، هوای فشرده یا آب را با فشار و سرعت بالا حمل میکند و این جریان - به خصوص اگر هوا حاوی گرد و غبار سنگ ریز باشد که به اندازه کافی فیلتر نشده است - به مرور زمان دیواره داخلی را فرسایش میدهد. میلهای که از بیرون سالم به نظر میرسد، میتواند در بخشهایی که فرسایش داخلی متمرکز شده است، معمولاً نزدیک به تنگناهای جریان در انتهای اتصال، دیوارههای نازک خطرناکی داشته باشد.
خطرناکترین پیرشدگی در سطح میکروسکوپی اتفاق میافتد. هر ضربه کوبشی از چکش، موج ضربهای را از طریق میله عبور میدهد. هر چرخش تحت فشار تغذیه، بارگذاری چرخشی چرخشی اعمال میکند. در طول دهها هزار چرخه، فولاد آسیب خستگی را انباشته میکند - جابجاییهای زیر میکروسکوپی در ساختار کریستالی که در نهایت به صورت ترکهای ریز به هم میپیوندند. این ترکها در داخل فلز، معمولاً در نقاط تمرکز تنش مانند ریشههای رزوه یا تغییرات مقطع، شروع میشوند و به طور نامرئی رشد میکنند تا اینکه یک روز میله بدون هشدار بشکند.
یک میلهی دست دوم فقط براق نیست... بلکه قطعهای با ضخامت دیوارهی کاهشیافته، فرسایش داخلی ناشناخته و سابقهی خستگی انباشته است که هیچ میزان بازرسی بصری نمیتواند آن را به طور کامل ارزیابی کند.
چهار خطر پرتاب میلههای استفاده شده به داخل یک زه جدید
یک: مشکل ضعیفترین حلقه.
وقتی میلههایی با عمر مفید باقیمانده متفاوت را با هم ترکیب میکنید، فرسودهترین میله در رشته، قابلیت اطمینان کل مجموعه را تعیین میکند. میتوانید نه میله کاملاً نو و یکی که ۸۰٪ عمر خستگی خود را طی کرده است، داشته باشید و وقتی آن یکی خراب شود - در رزوه، در وسط شیفت، در عمق - کل رشته متوقف میشود. هزینه آن خرابی واحد، در زمان از کارافتادگی، بازیابی و از دست دادن تولید، معمولاً از هر آنچه که با نخریدن یک میله جدید صرفهجویی کردهاید، بیشتر است.

دو: تعمیر و نگهداری به یک بازی حدس و گمان تبدیل میشود.
میلههای جدید از یک برنامهی تعمیر و نگهداری قابل پیشبینی پیروی میکنند. شما تقریباً میدانید که قبل از بازرسی یا تعویض، چند متر دوام خواهند آورد. میلههای دست دوم در همه جا یافت میشوند - یکی ممکن است ۲۰۰ متر و دیگری ممکن است ۲۰ متر داشته باشد. وقتی آنها را به صورت رشتهای با هم ترکیب میکنید، نمیتوانید یک استاندارد تعمیر و نگهداری واحد را اعمال کنید. یا میلههای جدید را بیش از حد سرویس میدهید (که باعث اتلاف وقت و هزینه میشود) یا میلههای قدیمی را کمتر از حد سرویس میدهید (که باعث میشود نقصها تا زمان خرابی جمع شوند).
سه: نقصهایی که نمیتوانید ببینید، همانهایی هستند که شما را میکشند.
میلهای که در ۸۰٪ از عمر انتشار خود دچار ترک خستگی شده است، از بیرون کاملاً شبیه یک میله نو به نظر میرسد. ترک زیرسطحی است، در داخل ریشه رزوه یا در گام قطر داخلی پنهان شده است. بازرسی میدانی استاندارد - بررسی چشمی، کولیس روی قطر خارجی - آن را پیدا نمیکند. برای تشخیص ترکهای خستگی زیرسطحی به بازرسی ذرات مغناطیسی یا آزمایش اولتراسونیک نیاز دارید و اکثر سایتهای حفاری این تجهیزات را ندارند. شما روی چیزی که نمیتوانید ببینید قمار میکنید.
چهار: ریاضی آنطور که شما فکر میکنید، کار نمیکند.
روی کاغذ، مخلوط کردن میلههای استفاده شده با میلههای جدید، هزینه خرید چند میله جدید را کاهش میدهد. در واقعیت، این صرفهجوییها در زمان از کارافتادگی ناشی از خرابیهای زودرس، هزینه نیروی کار برای بیرون آوردن میلههای شکسته از سوراخها، تولید از دست رفته ناشی از بیکار ماندن دکل حفاری و هزینه احتمالی حفاری مجدد سوراخی که به دلیل شکستن میله و عدم امکان بازیابی آن از بین رفته است، ناپدید میشوند. خرابی یک میله در یک سوراخ تولیدی میتواند هزینهای بیش از کل رشته میلههای جدید داشته باشد.
چه زمانی میکس کردن واقعاً قابل دفاع است؟
هیچ کدام از اینها به این معنی نیست که شما هرگز نمیتوانید از میلههای قدیمی استفاده کنید. این یعنی شما به یک سیستم نیاز دارید.
اول: هر میله استفاده شده را قبل از اینکه در رشته قرار گیرد، بررسی کنید - و منظور من از بررسی، یک بررسی بصری نیست. قطر بیرونی را در چندین نقطه در طول اندازه بگیرید. هر میلهای که بیش از 10٪ از ضخامت دیواره اصلی خود را از دست داده باشد، باید کنار گذاشته شود، همین. رزوهها را با بزرگنمایی بررسی کنید: ایجاد حفره، ساییدگی یا تغییر شکل در کنارههای رزوه به این معنی است که اتصال به خطر افتاده است. اگر به مایع نافذ رنگی یا بازرسی ذرات مغناطیسی دسترسی دارید، از آن در ریشههای رزوه استفاده کنید - ترکهای ناشی از خستگی از آنجا شروع میشوند.
دوم: میلههای خود را بر اساس عمر باقیمانده جدا کنید. گروه A: کمتر از ۱۰۰ متر کارکرد، اساساً نو. گروه B: ۱۰۰ تا ۳۰۰ متر، در اواسط عمر. گروه C: بیش از ۳۰۰ متر، نزدیک به بازنشستگی. هرگز میلههای گروه C را در ریسمانی که برای کار در سنگ سخت یا سوراخهای عمیق استفاده میشود، مخلوط نکنید. اگر قصد مخلوط کردن دارید، فقط میلههای گروه A و گروه B را مخلوط کنید، و فقط برای حفاریهای کمعمق و با شرایط متوسط که خرابی فاجعهبار نخواهد بود.
سوم: هرگز میلههای قدیمی و جدید را در حفرههای بحرانی - حفرههای عمیق تخلیه گاز، گمانههای اکتشافی گرانقیمت، حفرههایی در زمینهای صعبالعبور که گیر کردن نخ در آنها غیرقابل بازیابی است - با هم مخلوط نکنید. در این حفرهها، تمام میلههای جدید را اجرا کنید. وقتی هزینه از دست دادن حفره را در مقابل هزینه میلهها قیمتگذاری میکنید، صرفه اقتصادی آن مشخص است.
چهارم: اگر میخواهید موجودی ترکیبی داشته باشید، به یک سیستم ردیابی نیاز دارید. هر میله را با یک شناسه منحصر به فرد علامتگذاری کنید، کنتورهای سرویس آن را ثبت کنید و به جای اینکه منتظر بمانید تا خراب شود، آن را با تعداد کنتورهای از پیش تعیینشده از رده خارج کنید. میلهای که بیشترین هزینه را دارد، آن میلهای نیست که میخرید - آن میلهای است که از نقطه بازنشستگیاش عبور میکنید و باید از سوراخ ماهی بگیرید.
نکتهی آخر
مخلوط کردن میلههای حفاری نو و دست دوم میتواند مؤثر باشد اگر آن را به عنوان یک تصمیم مدیریتی فعال در نظر بگیرید، نه یک ترفند برای برداشتن هر چیزی که دم دست است. به طور کامل بازرسی کنید، بر اساس شرایط تفکیک کنید، رشتههای حفاری مخلوط را به سوراخهای کمخطر محدود کنید و سوابق را ثبت کنید. اگر نمیتوانید هر چهار کار را انجام دهید، میلههای نو بخرید. پولی که با مخلوط کردن صرفهجویی میکنید، به شما برمیگردد - در زمانهای بیکاری، در کارهای ماهیگیری و در سوراخهایی که باید دوباره حفاری کنید.




