خرابیهای میله مته جامبو هیدرولیک: راهنمای میدانی برای آنچه رزوههای شما به شما میگویند
سه ماه از شروع پروژه تونل در غرب چین گذشته بود که مدیر سایت مرا به محل کارم فراخواند. او یک سر میله R32 را در دست داشت و انگشت شستش را روی جایی که قبلاً رزوه بود، میکشید. نوکهای آن از بین رفته بودند. صاف مثل حلقه ازدواج.
دددد. این یکی چند متره؟ دددد پرسیدم.
خخخخ شاید ۴۰۰ تا. خخخخ
چهارصد متر. این تقریباً نصف مقداری است که آن میلهها باید در شرایط مناسب ارائه دهند. چیزی داشت فولاد او را میخورد، و فقط سنگ نبود.
اگر با یک جامبو هیدرولیک کار میکنید - چه در تونل زدن، چه دریفت زدن، چه هر عنوانی که داشته باشد - احتمالاً چیزی شبیه به آن را دیدهاید. میلهای که خیلی زود ساییده میشود. رزوه ای که از ریشه کاملاً پاره میشود. خمیدگی که هر چه تلاش میکنید نمیتوانید آن را صاف کنید.
نکتهای که در مورد خرابیهای میلههای حفاری جامبو وجود دارد این است: آنها تقریباً همیشه سرنخهایی از خود به جا میگذارند. نکته این است که بدانید به کدام حالت خرابی نگاه میکنید، زیرا راه حل هر کدام متفاوت است. بیایید پنج مورد از رایجترین آنها را بررسی کنیم، و با موردی شروع کنیم که میلههای حفاری بیشتری را نسبت به هر چیز دیگری از بین میبرد.

۱. فرسایش رزوه R32 - مرگ تدریجی
این بزرگترینشه. همونی که بیشتر اوقات خواهید دید.
سایش رزوه R32 روی جامبو رادها از طریق دو مکانیسم که با هم در ارتباط هستند اتفاق میافتد. این سایش با سایش ناشی از سایش شروع میشود: حرکت میکروسکوپی بین رزوه راد و مته، حتی زمانی که همه چیز محکم بسته شده باشد. سطوح ساییده میشوند، ذرات ریز جدا میشوند و اتصال کمی شلتر میشود.
وقتی آن شکاف باز میشود - حتی کسری از میلیمتر - فرسایش جای خود را به سایش ضربهای میدهد. حالا هر ضربه چکش، به جای انتقال صحیح و دقیق جریان از میان رزوهها، آنها را به هم میکوبد. نرخ سایش به طرز چشمگیری افزایش مییابد.
عامل سومی هم وجود دارد که اکثر مردم از آن غافل میشوند: گرما. تحت تأثیر ترکیبی ضربه و چرخش یک دریفت هیدرولیکی پرقدرت، نقاط تماس رزوه میتوانند به صورت موضعی بیش از حد گرم شوند. منظور شما دمای کافی برای نرم کردن سطح سخت شده با پوسته، کاهش مقاومت در برابر سایش و در موارد شدید ایجاد حفرههای ریز مذاب است. این حفرهها به آغازگر ترک تبدیل میشوند. به محض اینکه ترکی در حفره مذاب شروع شود، زمان به سرعت میگذرد.
آنچه در محل مشاهده خواهید کرد: نازکتر شدن نوک رزوهها و صاف شدن آنها به سمت انتهای مته. چند رزوه اول بدترین قسمت ماجرا را تشکیل میدهند. اگر زود متوجه شوید، میتوانید با چرخاندن موجودی خود، عمر بیشتری از انتهای مته میله بگیرید. اگر این کار را نکنید، پروفیل رزوه تا جایی تخریب میشود که مته به خوبی جا نمیافتد و سایش ناشی از ضربه، کار را با عجله تمام میکند.
۲. شکستگی رزوه R32 - ناگهانی
شکستگی رزوه کمتر از ساییدگی رایج است، اما وقتی اتفاق میافتد، شیفت کاری شما را متوقف میکند.
تجزیه و تحلیل متالورژیکی داستان روشنی را بیان میکند. اگر یک قطعه R32 معیوب را بردارید، آن را در اسید هیدروکلریک بجوشانید تا اکسیدها جدا شوند و آن را با بزرگنمایی بررسی کنید، دو ناحیه روشن میشوند: ریشه رزوه و رزوه دوم از سطح. اینها جایی هستند که ترکهای خستگی تقریباً بدون استثنا شروع میشوند. همچنین در اینجا همان گودالهای مذابی را که قبلاً به آنها اشاره کردم، خواهید یافت.
چرا این دو نقطه؟ چون وقتی یک مته دکمهای یا مته برقو روی صفحه کار میکند، ناحیه رزوه R32 را با همه چیز به طور همزمان تحت فشار قرار میدهد: تنش کششی ناشی از کشش تغذیه، پیچش ناشی از چرخش، خمش ناشی از انحراف سوراخ و ضربه ناشی از پیستون. ریشه رزوه در محل اتصال مته باریکترین سطح مقطع است که همه این موارد را تحمل میکند. رزوه دوم جایی است که موج تنش منعکس و متمرکز میشود. فیزیک ساده.
اینجا یک زاویه کنترل کیفیت هم وجود دارد. اگر از متهها و میلههای مختلف از تولیدکنندگان مختلف استفاده میکنید - که همیشه در سایتهای کاری اتفاق میافتد - ممکن است تلرانسهای رزوه مطابقت نداشته باشند. رزوه بیش از حد نمایان فراتر از شانه مته به این معنی است که توزیع بار در سراسر رزوهها ناهموار است. اولین رزوه درگیر سهم نامتناسبی را به خود اختصاص میدهد، سریعتر خسته میشود و زودتر از موعد مقرر از کار میافتد.
راه حل همیشه این نیست که چوبهای بهتری بخری. بعضی وقتا هم اینه که با تامینکنندهات هماهنگ کنی.

۳. مشکلات اتصال انتهای ساق T38 / R38
این یکی باید شما را وادار به توقف و فکر کردن کند.
انتهای R32 یک میله جامبو جایی است که عمل انجام میشود - این قسمت از ضربه خوردن مته و سنگ جلوگیری میکند. انتهای مخالف، جایی که میله از طریق رزوههای T38 یا R38 به آداپتور ساق متصل میشود، عمر بسیار آسانتری دارد. به ندرت دچار مشکل میشود. سایش در آنجا در مقایسه با انتهای تجاری حداقل است.
بنابراین اگر شماهستندبا مشاهده شکستگی یا ساییدگی غیرطبیعی در اتصال T38/R38، مشکلی در سطح سیستم وجود دارد. فقط میله را عوض نکنید و به کار خود ادامه دهید.
سه مورد را بررسی کنید:
فشار تغذیه روی جامبو.خیلی زیاد یا خیلی کم، نحوهی درگیر شدن نخها را تغییر میدهد.
تنظیمات ضربه و چرخش چکش.پارامترهای نامتناسب، امواج استرس عجیبی را در رشته ارسال میکنند.
شرایط زمین.تغییر ناگهانی در سختی سنگ یا الگوهای شکستگی میتواند اتصالاتی را که دیروز خوب بودند، بیش از حد بارگذاری کند.
مدل T38/R38 مثل قناری شماست. وقتی شروع به آواز خواندن میکند، مشکل از فولاد نیست، بلکه از تنظیمات آن است.
۴. شکستگی بدنه میله - مورد نادر
شکستگی بدنه میله به اندازه کافی نادر است که وقتی یکی از آنها را مشاهده کردید، قبل از سرزنش متالورژی، باید یک علت خارجی را در نظر بگیرید.
به دنبال موارد زیر باشید: آسیب سطحی ناشی از جابجایی یا انبارداری، شیارهای ناشی از تماس با سنگهای تیز، یا حفرههای خوردگی که به عنوان تمرکزکننده تنش عمل میکردند. همچنین ارزش پرسیدن دارد: آیا کسی از میله به عنوان اهرم استفاده کرده است؟ (این اتفاق بیش از آنچه هر کسی اذعان میکند، رخ میدهد.) بدنه میلهای که در وسط دهانه میشکند، تقریباً همیشه داستانی دارد که قبل از شکستگی شروع شده است.
۵. خم کردن میله - مشکل زمینشناسی
وقتی میلهای نزدیک انتهای R32 خم میشود و دیگر صاف نمیشود، علت معمولاً زمینشناسی است.
شکافهای سنگ، تغییرات ناگهانی در سختی سازند یا انحراف سوراخ میتواند یک میله را بگیرد و گشتاور خمشی به آن وارد کند که فولاد برای تحمل آن طراحی نشده است. وقتی تسلیم شود، کار تمام است. ممکن است آن را دوباره به داخل سوراخ برگردانید، اما دیگر هرگز مستقیم حفاری نخواهد کرد و شما در شیفت بعدی انتظار شکست ناشی از خستگی را دارید.
راه حل اینجا میله بهتر نیست - بلکه نظم و انضباط بهتر در تراز سوراخ است. مراقب حلقه گذاری خود باشید. زمین را بخوانید. اگر سازند شکسته است، تغذیه را آسان تر کنید. میله خمیده نشانه سوراخ است، نه فولاد.
نکتهی آخر
خرابیهای میلههای حفاری جامبو تصادفی نیستند. هر حالت خرابی به چیز خاصی اشاره دارد: یک مشکل در تلرانس، یک تنظیم پارامتر، یک وضعیت زمین یا یک مشکل در جابجایی. یاد بگیرید که آسیب را بخوانید، و دیگر میلهها را به سمت مشکل پرتاب نمیکنید و شروع به رفع مشکل واقعی میکنید.
نکته این است که میله به ندرت علت اصلی است. فقط بخشی است که اول به شما میگوید.




