جایی که میله مته شما شکسته است، دقیقاً به شما میگوید چه چیزی اشتباه پیش رفته است: راهنمای خرابی مکان به مکان
یک میله مته شکسته فقط یک تکه چوب نیست. این یک سابقه تشخیصی است. محل شکستگی، وضعیت سطح شکستگی و وضعیت فولاد اطراف، همگی داستانی را در مورد علت از بین رفتن آن بیان میکنند. یاد بگیرید که آن داستان را بخوانید تا قبل از اینکه میله بعدی به همین شکل از کار بیفتد، بدانید چه چیزی را باید تعمیر کنید.
در اینجا یک راهنمای مکان به مکان برای رایجترین الگوهای خرابی میله مته و معنای آنها ارائه شده است.
در مسیر رهایی: خستگی به پایان رسید
اگر میله در شیار برجسته زیر برش نزدیک اتصال - آن کانال ماشینکاری شده که رزوه به بدنه میله میرسد - بشکند، با شکست خستگی کلاسیک مواجه هستید. این نقطه بالاترین نقطه تمرکز تنش روی میله است و تحت بارگذاری ضربهای مکرر، ترکهای ریز شروع شده و به آرامی طی هزاران چرخه رشد میکنند تا زمانی که سطح مقطع باقی مانده دیگر نتواند مقاومت کند.
این یک نقص مادی نیست. این آسیب انباشته شده ناشی از کارکرد میله بیش از عمر مفید آن است. راه حل ساده است: ساعتهای میله را ردیابی کنید و میلهها را قبل از اتمام عمر خستگی از رده خارج کنید. به محض اینکه شیار برجسته، ساییدگی یا ترک سطحی قابل مشاهدهای را نشان دهد، کار تمام است.
میانتنه: خودِ فولاد مشکلساز بود
یک شکستگی تمیز در وسط بدنه میله، به دور از هرگونه اتصال یا تغییر هندسه، تقریباً همیشه به یک نقص در ماده اشاره دارد. حفرههای داخلی ناشی از فرآیند ریختهگری یا آهنگری، آخالهای غیرفلزی در آلیاژ یا ناپیوستگیهای داخلی تیز، تمرکز تنش را در جایی که نباید وجود داشته باشد، ایجاد میکنند. یک میکروترک در اطراف نقص تشکیل میشود و تحت بارگذاری ضربهای رشد میکند تا میله از هم جدا شود.
هیچ راه حل عملی برای این مشکل وجود ندارد. این یک مشکل کیفیت تولید است. اگر چندین میله از یک دسته را مشاهده کردید که از قسمت میانی بدنه دچار مشکل شدهاند، تأمینکننده مشکل متالورژی دارد.

ریشه مشکل: رایجترین خرابیها، بیشترین علل
اینجاست که بیشتر میلهها دچار مشکل میشوند و فهرست علل احتمالی آن طولانی است، زیرا ریشه رزوه جایی است که همه چیز - تنش ضربه، تنش خمشی، پیچش و خوردگی - به طور همزمان در آن متمرکز میشود.
اگر سطح شکستگی، شکستگی ناگهانی و تمیزی را نشان میدهد، به دنبال انحراف سوراخ باشید. یک سوراخ کج، تنش خمشی را از طریق اتصال وارد میکند و ریشه رزوه ضعیفترین نقطه است. از دستگاههای سوراخ راهنما برای حفظ تراز استفاده کنید.
اگر خود رزوهها قبل از پارگی، ساییدگی، حفره یا آسیب سطحی نشان دهند، غلاف کوپلینگ یا رزوههای میله فرسوده شدهاند و باید زودتر تعویض میشدند. میله جدید را در غلاف کوپلینگ فرسوده قرار ندهید - شیب اتصال، رزوههای جدید را در عرض یک شیفت کاری از بین میبرد.
اگر میله قبل از شکستن به طور قابل مشاهدهای خم میشد، فشار تغذیه برای شرایط زمین خیلی زیاد بود. آن را کم کنید. یک میله خمیده تحت بارگذاری ضربهای، هر بار از ریشه رزوه میشکند.
اگر شکستگی در حین جمع شدن یا بعد از گیر کردن اتفاق افتاده است، سرعت چرخش خود را در حین بیرون کشیدن و اینکه آیا سیستم ضد گیر کردن کار میکند یا خیر، بررسی کنید. ادامه چکش زدن به میله گیر کرده، عملیات بازیابی را به یک میله شکسته تبدیل میکند.
یک الگوی شکست خاص که شایان ذکر است: ایجاد حفره یا سوختگی در سطح رزوه در موقعیتهایی در امتداد بخش رزوهدار، همراه با شکستگیها. این انرژی ضربه منعکس شده است - شلیک خشک یا کار با یک مته دکمهای کند که نمیتواند انرژی را به سنگ منتقل کند. آن انرژی استفاده نشده به سمت بالا و به سمت بالا برمیگردد و رزوهها را چکشکاری میکند. وقتی سطح سایش به یک سوم قطر دکمه رسید، متهها را دوباره سنگزنی کنید. اگر ارتفاع کاربید کافی نباشد، مته را بتراشید - نمیتوان آن را نجات داد.
له شدن انتهای رزوه: اتصال شل بوده است
اگر انتهای قسمت رزوهدار له، پاره یا لبپریده شده باشد، اتصال غلاف کوپلینگ بیش از حد لقی داشته است. یا رزوههای غلاف بیش از حد مجاز ساییده شدهاند، یا قسمت پل غلاف تغییر شکل داده است، یا میله قبل از شروع ضربه کاملاً در جای خود قرار نگرفته است. اساساً انتهای میله به جای انتقال انرژی از طریق کوپلینگ، در داخل آن چکشکاری شده است.
غلافهای کوپلینگ فرسوده را تعویض کنید. از یک صفحه جداکننده برای شل کردن اتصالات سفت استفاده کنید - مستقیماً روی انتهای میله چکش نزنید. و هرگز تا زمانی که رزوهها کاملاً در کوپلینگ درگیر نشدهاند، ضربه یا چرخش را شروع نکنید.
خرابی غلاف کوپلینگ: بررسی حرارتی
غلافهای کوپلینگ نشانههای خرابی خاص خود را دارند. اگر انتهای غلاف ترک خورده، لبپریده یا باز شده باشد، سه چیز را بررسی کنید. اول، آیا رزوههای نر و ماده از یک تامینکننده با تلرانسهای منطبق هستند؟ پروفیلهای رزوه ناهماهنگ به درستی در جای خود قرار نمیگیرند و اتصال تحت بار از هم جدا میشود. دوم، آیا رزوههای نو و دست دوم را با هم مخلوط میکنید؟ یک میله نو در یک غلاف فرسوده یا یک میله فرسوده در یک غلاف نو، توزیع بار ناهمواری را در سراسر درگیری رزوه ایجاد میکند. سوم، آیا غلاف کوپلینگ داغ کار میکند؟ حداکثر دمای کارکرد ایمن برای اکثر غلافهای کوپلینگ حدود ۱۸۰ درجه سانتیگراد است. بالاتر از آن، فولاد شروع به از دست دادن حرارت میکند و تغییر شکل رزوه به سرعت رخ میدهد.
اگر بعد از یک دور، آستین داغ به نظر میرسد، یا انرژی ضربه شما برای سنگ خیلی زیاد است یا شستشوی شما ناکافی است. هر دو قابل حل هستند - وقتی بدانید که باید بررسی کنید.




