فشار پایین چکش دی تی اچ: عدد روی گیج دکل به شما دروغ میگوید
سه چوب وارد شد، صدای چکش شروع به اشتباه شدن کرد. دیگر صدای تیز و ریتمیک نبود.خیلی خیلی خیلیصدای فرود پیستونی که محکم به سنگ چسبیده بود - بیشتر شبیه صدای تق خفهای بود، مثل صدای دری که لولایش شل است. حفار گیج فشار را بررسی کرد. فشار درست همان چیزی بود که باید میبود، بنابراین کمی آن را بالا برد. صدا بدتر شد.
دو ساعت بعد نخ را کشیدند. چهار دکمه کاربیدی مته از روی آن کنده شده بود و میلههای تیز آن از شدت گرما آبی شده بودند.
آن گروه همه چیز را طبق اصول انجام داده بود. اصول اشتباه بود.
من سالهای زیادی را با چکشهای دی تی اچ گذراندهام و میدانم که این رایجترین اشتباه میدانی است و سریعتر از هر چیز دیگری که بتوانید نام ببرید، متهها، میلهها و ساعات کاری را خراب میکند. بنابراین، این چیزی است که هیچکس در مورد فشار پایین به شما نگفته است - و چیزی که کاش کسی قبل از اینکه آن را با بودجه پیمانکاری یاد بگیرم، به من گفته بود.
آنچه که گیج در واقع به شما میگوید
این چیزی است که اکثر مردم برعکس متوجه میشوند.عدد فشار روی دکل به شما نمیگوید که چکش در ته چاه چه احساسی دارد.این به شما میگوید که دکل در بالا چه نیرویی را تحمل میکند. این دو عدد متفاوت هستند و این فاصله با هر میلهای که اضافه میکنید، بیشتر میشود.
چکش باید به سنگ فشرده بماند تا پیستون روی قطعهای فرود بیاید که بالا و پایین نمیرود. این فشار از دو منبع ناشی میشود: فشاری که دکل حفاری به آن وارد میکند، به علاوه وزن رشته حفاری که زیر آن آویزان است. زمانی که چهار یا پنج میله حفاری در عمق زمین قرار دارید، وزن رشته حفاری بخش بزرگی از کار را انجام میدهد. اگر فشار تغذیه را بر اساس گیج تنظیم کنید و وزن رشته حفاری را نادیده بگیرید، در واقع حدس میزنید - و هر چه عمیقتر بروید، حدس شما بدتر میشود.
یک راه تقریبی برای صادق بودن: از خودتان شروع کنید۵۰۰ پوند بر اینچ قطر مته(حدود ۹ کیلوگرم در هر میلیمتر)، و همینطور که عمیقتر میشوید، وزن میله را از فشار اولیه کم کنید تا بار واقعی چکش تقریباً ثابت بماند. این یک نقطه شروع است، نه یک قانون. شرایط زمین تغییر میکند، و فشار شما نیز باید تغییر کند.
چرا طراحی چکش قبل از سوراخ کردن اهمیت دارد؟
بخشی از تنظیم صحیح فشار، انتخاب چکشی است که رفتاری قابل پیشبینی داشته باشد و این به چند نکته بستگی دارد که میتوانید قبل از اولین قلاده بررسی کنید:
جرم پیستون.وزن پیستون باید نزدیک به وزن مته باشد - نسبت جرم در ...محدوده ۰.۸ تا ۱.۱نقطه مطلوب است. اگر پیستون نسبت به مته خیلی سنگین باشد، قدرت خروجی کلی چکش کاهش مییابد. اگر خیلی سبک باشد، پیستون از مته جدا میشود و انرژی را هدر میدهد و راندمان چکشکاری را درست از ته سوراخ کاهش میدهد.
ساخت ساده.در شرایط حفاری یکسان، یک چکش سادهتر کمتر دچار شکست میشود. پیستونها از فولاد کربوریزه و سختشده ساخته شدهاند و هر برش پیچیدهای روی سطح آنها، افزایشدهنده تنشی است که عمر خستگی را کاهش میدهد. ماشینکاری پیچیده، بروشور فروش خوبی ایجاد میکند؛ اما پیستونی با دوامتر نمیسازد.
انرژی ضربه در مقابل فرکانس.این معاملهای است که شما واقعاً با آن زندگی میکنید. یک پیستون سنگینتر با کورس طولانیتر، انرژی بیشتری در هر ضربه ایجاد میکند - چیزی که در سنگ سخت که برای شکستن به انرژی شکست واقعی نیاز دارد، میخواهید. یک پیستون سبکتر، چرخه سریعتر و ضربات بیشتری در دقیقه به شما میدهد، اما هر کدام ضربه کمتری وارد میکنند. از آنجایی که قدرت چکش تقریباً برابر با انرژی ضربه ضربدر فرکانس است، هیچ چیز رایگانی وجود ندارد: شما چکشی را انتخاب میکنید که با زمین مطابقت داشته باشد و زمین این معامله را انجام میدهد. تا زمانی که بالاتر از آستانه انرژی بحرانی برای سنگ باشید، فرکانس چیزی است که فیلم شما را برنده میکند.
دو راهی که هنوز هم ممکن است اشتباه کنید
فرض کنید چکش را با سنگ هماهنگ کردهاید و فشار اولیه معقولی دارید. هنوز میتوانید آن را در هر دو جهت بدمید، و هر دو جهت گران هستند.
فشار خیلی زیاده.این موردی است که مردم را شگفتزده میکند: افزایش فشار خوراکضریب نفوذ را افزایش نمیدهد.سنگ اهمیتی نمیدهد که دستگاه حفاری چقدر محکم به جلو هل داده میشود. فقط برایش مهم است که پیستون چقدر انرژی تحویل میدهد. وزن اضافی فراتر از نقطه مفید، فقط مته را محکمتر به سنگ میکوبد و کاربید را میسایاند - عمر مته کوتاهتر، سایش سریعتر دکمهها، هزینه بیشتر در هر متر. کسی که دو بار در یک فصل برای یک جفت دکمه پول داده باشد، نیازی به توضیح دو باره این موضوع ندارد.
فشار خیلی کم.شکستی که کمتر مشهود است، و از بعضی جهات، بدتر. وقتی چکش محکم به سنگ چسبیده نباشد، شروع به بالا و پایین رفتن میکند:
مته در طول چرخه ضربه زدن میلغزد و سوراخها به هر شکلی غیر از عمودی بیرون میآیند.
یک مته کشویی باعث میشود دکمههای کاربیدی از روی صورت بیرون بزنند - همان کارشکنی کلاسیک که باعث میشود پیستون به هوا برخورد کند یا کل چکش را متوقف کند.
متههای ساق صاف شروع به حرکت میکنند، رشته مته به پهلو منحرف میشود و سه نظام و ساق مته داغ میشوند. به محض اینکه این آسیب حرارتی ایجاد شود، دیگر مسئلهی خرابی مطرح نیست - مسئلهی زمان وقوع آن است.
تنش پسماند در اجزای چکش جمع میشود و شما ارتعاشی را احساس میکنید که میتوانید از طریق عرشه آن را حس کنید اما با هیچ مقدار تغذیهای نمیتوانید آن را از بین ببرید.
در هر صورت، ریسمان آسیب دیده از سوراخ بیرون میآید و متراژ به عقب برمیگردد.

واقعاً در مورد آن چه باید کرد؟
هیچکدام از اینها جذاب نیستند، اما ارزشش را دارند:
وزن سیم خود را بدانید. فشار را فقط با گیج تنظیم نکنید.
با ۵۰۰ پوند در هر اینچ قطر مته شروع کنید و از آنجا تنظیم کنید - هرچه عمیقتر میروید، کمتر و فقط در صورتی که مته به طور قابل مشاهدهای درگیر نباشد، بیشتر.
چکش را با زمین تطبیق دهید: انرژی شکست برای سنگ سخت، فرکانس برای سازندهای نرمتر.
به صدا و نرخ ضربه اعتماد کنید، نه به عقربههای ساعت. صدای چکشی که روی سنگ نشسته با صدای چکشی که از روی آن برمیگردد متفاوت است، و گوشهای شما در یک وضعیت ثابت، از بیشتر دستگاههای اندازهگیری قابل اعتمادتر هستند.
این یکی از آن حقایقی است که فرقی نمیکند چکش چه کسی را به کار بگیرید - یک مدل شوآنهوا 360، یک مدل وارداتی سوپاپدار یا خط تولید دی تی اچ خودمان در گایا راک. فیزیک با تغییر نام تغییر نمیکند.
اگر در حال راهاندازی یک دکل حفاری دی تی اچ هستید و میخواهید در مورد تطبیق چکش و مته با اندازه سوراخ و نوع سنگ خود صحبت کنید، این کاری است که ما هر روز در گایا راک انجام میدهیم. قطر، شکل و عمق مورد نظر خود را به ما بگویید - ما به شما کمک خواهیم کرد ترکیبی را انتخاب کنید که فصل را در خلیج تعمیر نگذراند.




